شما اینجا هستید:خانه » شعر (Page 14)

سه شعر / منصور علیمرادی

سه شعر از منصور علیمرادی / در این خانه که باد بیتوته کرده است / امنم / صبح با صدای گنجشکان از خواب بیدار می‌شود / اجاق گاز را روشن می‌کند / ترانه‌ای جنوبی را با سوت می‌زند... ...

ادامه محتوا

ملال / شارل بودلر

چنان سرشار از خاطره‌ام من که گویی هزارساله‌ام / کشوهای فراخ آکنده از صورت‌حساب / شعر، نامه‌های عاشقانه، ترانه و دادخواست / و انبوهِ موهای پیچیده در قبض‌های رسید / کمتر از ذهن غمین من رازهای نهان دارند / مغز من هِرمی است، بی‌کرانه / دخمه‌ای است / که از گورستان مردگانش افزون است... ...

ادامه محتوا

دو شعر از مهسا صابری

دریا‌ها را خیابان می‌کنم فرزندانم را در همین دریا‌ها غرق خواهم کرد... روی نواب برای آخرین بار دخترم را می‌گریم در آزادی دست‌های بستهٔ پسرم را می‌بوسم... ... پس از این مادر چشمهای تمام فرزندانتان خواهم بود به هرجا که نگاه کنند هزار بار مادر صدایم می‌زنند و بار هر پلک زدن در حین زاییدن من می‌میرند 93.8.1   *** تمام کودکی را، من می‌بافتم مادر کوک می‌زد پدر می‌ساخت، من گلیم می‌بافتم که پا‌هایم را دراز‌تر ک ...

ادامه محتوا

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا