شما اینجا هستید:خانه » شعر (Page 2)

صبح دولت / علیرضا پورمسلمی

ضمناً من آدم عاشقي هم هستم / معشوقه‌ام را به برف تشبيه کرده‌ام / و چون قدِ بلندي دارد او را دوست دارم / از شما چه پنهان كمي لجباز است / اما درست می‌شود / مگر تا آخر دنيا ساعت می‌خواهد چهار صبح بماند؟ ...

ادامه محتوا

دو شعر / هژیر ابراهیمی

در ساحل جهان / قدم که می‌زنی آرام، که می‌دوی آرام، / آن سر اقیانوس / لابلای ماسه و نهنگ می‌جنبد / و من به پیش می‌آیم / از پنجره به خوابم / تا ماهی کوچک، به تکاپو افتد... ...

ادامه محتوا

چند شعر از نگار صامت

مگر می شود / این همه بوسه را پس داد / آن همه بوسه را پس گرفت؟ / می توان عشق های گذشته را کتمان کرد؟ و اشتیاقی که هنوز / اندکی در دل مانده؟ / می شود بمیری و وانمود کنی زنده ای؟ / لباس کودکی به تنم نمی شود / می توانم ادعا کنم مال من نبوده؟ / و تو را / حالا هرچقدر هم که نباشی/. ...

ادامه محتوا

چهار شعر از زهرا جعفری

ما تازه از جنگ برگشته بودیم / به کورسوراخ‌هایی که روزی خانهٔ ما بود / و فسیل عاشقی را که / قرن‌ها گریسته بود، خدا خواندیم. / پاهای آبله‌زده‌مان را در گنداب‌ها شستیم / و اینگونه پای رفتنمان دراز شد. ...

ادامه محتوا

دو پاره شعر از شیرکو بیکس

دو پاره شعر از شیرکو بیکس / ترجمۀ سید هژیر ابراهیمی: آرزوهایم، تا سرو / -دیاکو- / قد بلندند، قد می‌کشند، میوه‌هاشان هیچ است، / دستِ‌کم هر سال / هرس می‌خواهند... ...

ادامه محتوا

دو شعر از عبدالله محیسن

شعری از عبدالله محیسن: خوشحالم / چه بیهوده خوشحالم / خوشحالم از این که بیهوده است / خوشحالی ام! / لبخندی از رضایتْ اکنون / چرا که پایانِ جهان را می بینم / نه تنها پایان / که آغاز را ... ...

ادامه محتوا

سه پاره شعر از شیرکو بیکس

سه شعر از شیرکو بیکس با ترجمۀ سید هژیر ابراهیمی: به روی هیچ‌کس نمی‌خندد / تهران / که یاور مرگ است، تهران / پیراهن عزا به تن شعر پوشاند؛ / و موسیقی را ول کرد / چون بیوه‌ای تنها، /تهران. ...

ادامه محتوا

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا