شما اینجا هستید:خانه » شعر (Page 4)

دو پاره شعر از شیرکو بیکس

دو پاره شعر از شیرکو بیکس / ترجمۀ سید هژیر ابراهیمی: آرزوهایم، تا سرو / -دیاکو- / قد بلندند، قد می‌کشند، میوه‌هاشان هیچ است، / دستِ‌کم هر سال / هرس می‌خواهند... ...

ادامه محتوا

دو شعر از عبدالله محیسن

شعری از عبدالله محیسن: خوشحالم / چه بیهوده خوشحالم / خوشحالم از این که بیهوده است / خوشحالی ام! / لبخندی از رضایتْ اکنون / چرا که پایانِ جهان را می بینم / نه تنها پایان / که آغاز را ... ...

ادامه محتوا

سه پاره شعر از شیرکو بیکس

سه شعر از شیرکو بیکس با ترجمۀ سید هژیر ابراهیمی: به روی هیچ‌کس نمی‌خندد / تهران / که یاور مرگ است، تهران / پیراهن عزا به تن شعر پوشاند؛ / و موسیقی را ول کرد / چون بیوه‌ای تنها، /تهران. ...

ادامه محتوا

سه شعر از زهرا حیدری

تو تنهاترم می‌کنی / از گلدان کنج اتاقت بپرس / اتاقت را ندیده‌ام / و نمی‌دانم میزت با پنجره چقدر فاصله دارد / و بالشت به چشم های چه کسی مشرف است / اتاق تو لا جرعه برموداست / و بادی که از شکاف آجر‌هایش می‌وزد / پر از آذرین‌های درونی است. ...

ادامه محتوا

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا