شما اینجا هستید:خانه » یادداشت (Page 18)

هارمونیِ ماجرا، فرم و مفهوم

نویسنده‌ی «تمام دیوارهای این روستا را خراب کن» به خوبی به اهمیت انتخاب عناصر و چگونگی عمل در تحلیل‌های چهارگانه آگاه است و بر همین اساس با انتخاب‌های مفیدی که انجام می‌دهد، به آنچه مدنظر دارد نایل می‌آید و نتیجه‌ی این شناخت، آفرینش داستان‌های ماندگاری است که نمونه‌هایی از آن در اولین مجموعه‌داستان وی به چاپ رسیده است. ...

ادامه محتوا

سدِ شکوهِ تاریخی / نگاهی به مجموعه داستان پل‌ها

ضربه‌های مهلک یکی پس از دیگری می‌خورند بر سر داستانی که پر از نگاه رو به جلو بود. شخصیت که از شهر پدری کنده بود و می‌گفت اینجا شهر من نیست، در صفحات آخر داستان، با یک حس نوستالژیک، دلش برای شهر تنگ می‌شود و به فکر می‌افتد برگردد همدان زندگی کند. آخر هم همان می‌شود که پدر پیش‌بینی کرده: «دیگر نمی‌توانی از چنگال شیر فرار کنی.» و در نهایت هم تسلیم می‌شود و الهامات پدر را باور می‌کند. ...

ادامه محتوا

درد را با سخن نتوان تسکین داد

نویسنده موفق شده است با استفاده از فرم و ساختار پست‌مدرن به مسئلۀ رنج انسان امروز بپردازد و با خلق یک موقعیت ویژه مخاطب را به این فراز کتاب برساند که درد را با سخن نتوان تسکین داد و آنچه انسان امروز از آن بیم دارد همان به او می‌رسد. ...

ادامه محتوا

در باب پیروزی

کافکا در صحنه‌ای کوتاه از رمان قصر، در گریزی به گذشتۀ ک، مساح قصر، به دیواری اشاره می‌کند که در زادگاه ک. بوده است. دیواری بلند و صاف که گرداگرد گورستانی بوده است و پسرهای کمی توانسته بودند از آن دیوار بالا بروند. ...

ادامه محتوا

نگاهی به داستان تجاوز قانونی اثر کوبو آبه

ولادیمیر ناباکف نویسندگان را به دو دسته تقسیم می‌کند؛ گروهی مردم‌گریز و برج‌عاج‌نشین که در پناه آرامش سایبان امن خود لم می‌دهند و موضوع‌های پیش‌پاافتاده زندگی را برمی‌گزینند و به ‌خود زحمت نمی‌دهند که جهان را از نو ابداع کنند و در نتیجه مردم را به متن‌های آن‌ها راهی نیست. این‌ها فقط از الگوهای سنتی داستان‌نویسی بهره می‌گیرند. اما گروه دیگر، که ناباکف آن‌ها را «استاد» می‌خواند، موضوع‌هایی را انتخاب می‌کنند ک ...

ادامه محتوا

دربارۀ آوازخوان طاس / اوژن یونسکو

از این واژه‌ی پوچی نباید هراسید. به قول یونسکو: احساس پوچی دلیل آن است که از مرز آن گذشته‌ایم. وی می‌گوید: «من در دل پوچی فرو می‌روم تا هزل آن را نشان دهم و با هزل سبکباری ایجاد کنم و با خنده از سنگینی اشیا بکاهم و حضور مجدد آدمی را تضمین کنم. برای پشت سر گذاشتن پوچی، باید در دل آن فرو رفت.» ...

ادامه محتوا

بزرگ علوی؛ از گروه ربعه تا پنجاه و سه نفر

روز پنجشنبه 23 فروردین 1358 به کانون نویسندگان رفتم... از من خواستند که ریاست جلسه را به عهده بگیرم. بغض گلویم را گرفت و اشکم سرازیر شد و نتوانستم حرفی بزنم. معذرت خواستم. میان احمد شاملو و سیاوش کسرایی نشسته بودم. آن‏ها را بوسیدم و بعد از پایان کار، سیاوش کسرایی از من خواست چند کلمه‏ای صحبت کنم. ...

ادامه محتوا

جهان بدون والاس

امسال هفتمین سالی بود که جهان بدون «دیوید فاستر والاس» نویسنده فقید آمریکایی گذراند. کار‌شناسان ادبی امریکا کتاب «شوخی‌های بی‌پایان» او را دو سال پیش از مرگش در مجله تایم در فهرست صد اثر بر‌تر قرن در ادبیات انگلیسی قرار داده‌بودند. مطلب زیر بقلم «لورا میلر» مدت کوتاهی پس از خودکشی والاس و به یاد وی، برای اولین بار در سال ۲۰۰۸ در نشریه سالن منتشر شد. می‌گفت در دنیایی که پر از تبلیغات و سرگرمی و دانستگی کورکو ...

ادامه محتوا

وقایع اتفاقیـ ـیه / یادداشتی دربارۀ چند واقعیت باورنکردنی

خودکشی صادق هدایت در داستان «ارواح سرگردان» روایت شده. داستانِ نویسنده‌ای که پرسه‌زنی‌هایش در خیابان‌های پاریس باعث می‌شود در زمان سفر کند و به زن و مردی برسد که هدایت را در جوانی و در اولین خودکشی به‌طور تقریباً تصادفی از مرگ نجات می‌دهند. ...

ادامه محتوا

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا