شما اینجا هستید:خانه » Posts tagged "ابراهیم دمشناس"

ترازنامه مغارب کنار آب / ابراهیم دم‌شناس

ایراد نداره آفتابه، اینجا می‌گن اَفتافه، همون ابریجِ زن‌ها به مرد‌ها بخوره یا مرد‌ها به زن‌ها. یه‌لّا پر می‌شه سر می‌ره. می‌شن دوتا و ثلثی مرد، یه ابریج زن. بلوا می‌شه. من حق دارم این‌جوری بکنم مال خودمه سال تا سال اینجا تکون نمی‌خورم می‌خوام آفتابه‌ها ابریجات‌مه بفرستم سیاحت، گناهه؟ ...

ادامه محتوا

نانموده؛ کاف و نونی از فیکون ابراهیم

اما نامه نانوشته چگونه می‌تواند هم پایه‌گذار نوعی جدید از نوشتن باشد و هم روزآمدسازیِ صرف متون گذشته تلقی نشود؟ درواقع شاید عبارت روزآمدسازی چندان رسا نباشد و به همین دلیل خوش ندارم آن را به کار بگیرم؛ ترجیح می‌دهم بگویم «بازیابی» یا «بازیافت» و چون واژۀ اخیر تداعی‌گر قلمرو طلق معانی شهردارانه در گفتمان شهری و غیرماهشهری است که به هیچ‌رو در مد نظر من نیست، به استفاده از بازیابی قناعت می‌کنم. ...

ادامه محتوا

غداره مادر بهرام / ابراهیم دمشناس

مامان چیزی نگفت اما گفت کاشکی تو هم پسر بودی. من می‌ترسیدم. روشو طرف آسمون می‌گرفت و می‌گفت خدایا چه می‌شد یه پسر دیگه بم می‌دادی. اون شب من و مامان تنها توی خونه بودیم، بابام نیومد، وقتی فهمید شهرام رفته که دیگه اصلن نیومد. مامانو سفت توی بغل گرفتم و گفتم دس‌شو دور کمرم بیندازه. گفت نمی‌تونه چون خوابش نمی‌بره. می‌ترسیدم، پرسید تو دُختل منی یا بابا؟ ...

ادامه محتوا

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا