شما اینجا هستید:خانه » Posts tagged "استانبول"

قالات / داستانی از مرتضا کربلایی لو

قالات مرتضا کربلایی‌لو شب است و استانبول هنوز فقط اسم‌ ایستگاه‌های متروست که به گوش مصطفا می‌رسد. کوی‌ها و تپه‌های تکراری. رنگ صندلی‌ها لاجوردی است اما مصطفا رنگشان را صورتی درمی‌یابد. انگار هردو رنگ بدن باشند، صورتی رنگ انسان‌های امروز و لاجوردی رنگ انسان‌های آینده. دیروقت است و در واگن، فقط چند دختر دانشجوی ترک با موهای رها و سر در موبایل نشسته‌اند. با هر ایستگاهی که مترو فرودگاه به مرکز شهر، رد می‌کند مص ...

ادامه محتوا

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا