شما اینجا هستید:خانه » Posts tagged "واحه غروب"

از ایزیس تا ملیکه

داستان‌های خوب، داستان‌هایی هستند که علاوه بر لذت خواندن، می‌توانند موقعیت خوبی را برای مخاطب ایجاد کند تا او به خوانش‌های مختلفی برسد. واحهٔ غروب، از جمله این داستان‌هاست که چنین موقعیتی را فراهم می‌آورد. ...

ادامه محتوا

سفر ضد قهرمان

روایت اصلی در رمان «واحهٔ غروب» بر خودگویی‌های محمود و کاترین استوار است. علاوه بر این‌که صحنهٔ آزمون‌های هر دو شخصیت از دید شخصیت مقابل روایت می‌شود که به نوعی از خاصیت آیینه‌گی برخوردار است، اجازه می‌دهد تا شخصیت‌ها را از چشم یکدیگر نیز ببینیم و با آن‌چه خود دربارهٔ خودشان می‌گویند، مقایسه کنیم. ...

ادامه محتوا

خودم را در واحه غروب یافتم

به گمان من، مهم‌ترین کاری که رمان می‌کند این است که ما را به خودمان می‌شناساند. من با خواندن «واحه غروب» خودم را بیشتر شناختم. دو شخصیت کلیدی این رمان، محمود و شیخ یحیی، پاره‌‌ای از تجربه‌های زیستی مرا در خود دارند. ...

ادامه محتوا

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا