درباره نویسنده

مطالب مشابه

یک دیدگاه

  1. 1

    هازارزه -خودباور

    هستی ها وطن من….این هستی …خانه من …خودباوری آیین من…..)دیگر تمام شد!! راه افتادم دستی به شانه ام خورد.با خوشحالی برگشتم!!!هیچکس نبود!! قدم هایم را تندتر تندتر ….می خواستم هرچه بیشتر وبیشتر ازآن مکان دور..دورتر شوم.
    دوباره دستی به شانه ام خورد.این بار به روی خود نیاورم!!!
    دوباره…..
    آرام برگشتم.هیچکس نبود
    (( او مرا نمی دید!!!@#

نظرات بسته شده است.

2014 Powered By Wordpress, Goodnews Theme By Momizat Team