سه شعر از نیره فرزین: کودکان / مردن را بلد نیستند / تنها گیج میشوند / دنبال توپ بدوند یا سرشان! / حتی نمیدانند چند تا از انگشتانشان کم شده است / خیال میکنند اتاقی به نام گمشدهها وجود دا... ادامه متن
شعرهایی از نیر فرزین: با اسبی خسته / از حرمسرای شاه گریختهام / به بندی رسیدهام / که تو آن جا شکنجه میشدی / به بندی که دستهایت رابا آن بسته بودند / دنبال تو میگردم... ادامه متن
آخرین دیدگاه ها