درباره نویسنده

مطالب مشابه

یک دیدگاه

  1. 4

    علی نیکفر

    آقای نیکنام

    درختی که ریشه در خاکی نداشته باشد با هر بادی از جا کنده می شود. من مشکلی با نقد رادیکالی که از آن اسم برده اید ندارم. مشکلم با نویسندگانی است که مانند مار زخمی به هر چیزی که دور و برشان دیدند زهر می پاشند. حتی نقد رادیکال هم قسمت هایی از فرهنگ خودش را برمی دارد و علیه قسمت های دیگری به کار می گیرد. نقد که در خلا اتفاق نمی افتد! به هم ریختن و نفی همه چیز در نهایت به آنارشی و هرج و مرج ختم می شود حالا با هر انگیزه ای که صورت بگیرد.
    من بسیاری از شعرهای نانام را می پسندم. به طور جداگانه هر کدام از آن شعرها برای خودش دنیای شاعرانه ی منحصر به فردی دارد. ولی وقتی که آن ها را کنار هم می گذاری و با بندی به هم وصل می کنی اتفاق دیگری می افتد و باران تبدیل به سیل می شود. و سیل چیزی نیست که کسی بخواهد.
    کسی فرهنگش را به چالش می کشد چون می خواهد آن را اصلاح کند و کسی این کار را می کند چون می خواهد آن را نابود کند. یکی نیستند. در نهایت مهم پیام و حرف کتاب است. شما فقط به دنیایی که این کتاب خلق کرده نگاهی بیاندازید. چیزی به جز خشم و نفرت می بینند؟

  2. 3

    فریبا قدوسی

    من همین دیروز خواندن این کتاب عالی مقام را تمام کردم. مدت ها بود که به دنبال کتابی می گشتم که با خودش تعارف نداشته باشد و از خواننده نترسد. به نظر نمی رسد که نانام این کتاب را برای خواننده ای به جز خودش نوشته باشد و این کار به او کمک کرده که بیشتر از ناخوداگاهاش کمک بگیرد تا از خوداگاهش و همین موجب شده که بتواند تابو شکنی کند. من ناقد ادبی نیستم فقط با پشتکار و جدیت کتاب می خوانم. این است که نظرم کارشناسانه نیست ولی شکستن خطوطی مثل کارشناسی و غیر کارشناسی هم شاید از جمله کارهای نانام در این کتابش باشد.

    مهمترین پیام این کتاب برای من آزادی بود. شاعر با پشت پا زدن به قواعد و قانون هایی که ما به ان ها تاسی می کنیم حالا چه این قواعد و قانون ها ادبی باشد و چه اخلاقی دارد بر اهمیت آزادی تاکید می کند و به یاد ما می آورد که “قانون” همانطور که فوکو می گوید تاریخ دارد و شناسنامه دارد و از جایی آمده است و ازلی و آبدی نیست. ما فکر می کنیم که ازلی و ابدی است چون در آن به دنیا آمده ایم. اما اگر از بیرون و خود آگاهانه به آن نگاه کنیم متوجه تصنعی و دست ساخت بودنش می شویم. ما خودمان این قانون ها را ساخته ایم و بعد اسیر آن ها شده ایم. نانام این واقعیت را به عینه جلو چشم ما می گذارد و بعد که این کار را کرد “بت” های ما را می شکند.

    دومین پیام کتاب از دید من تاکید بر اهمیت مهربانی از طریق نشان دادن خشونت است. این پارادوکس خیلی جذاب و با ظرافت در بسیاری از کارهای نانام مثل پروانه و مار، نقطه، دندانپزشک، موش کور و سینما و اختاپوس به کار گرفته شده است. این رفتار غیر مستقیم نه فقط تاثیر بیشتری بر خواننده می گذارد بلکه او را وا می دارد که به خشونت های غیر مستقیم خودش هم واقف شود یعنی همان خورده جنایت هایی که همه مان هر روزه مرتکب می شویم.

    همانطور که دیدید بحث من اصلآ ادبی نبود. زیبایی کار نانام هم شاید در همین باشد که ادبیات می نویسد تا ما را متوجه مسایل غیر ادبی کند یعنی مسایلی به مراتب مهمتر از ادبیات. بهترین اثار ادبی که من خوانده ام هم همین کار را کرده اند.

    عنوان کتاب هم جالب و هم مشاجره انگیز است. من نمی دانم که منظور نانام از انتخاب کلمه “واژیسم” چه بوده است. ولی بعد از تمام کردن کتاب به صرافت افتادم که لوگوی کتاب را بازوبند کنم و به بازویم ببندم و برای مدتی به خودم بگویم واژیست!

    برای این کشف ادبی جدید آرزوی موفقیت روزافزون دارم!

  3. 2

    حمید نیکنام

    برخلاف آقای نیکفر من معتقدم که کارهای نانام افق تازه ای پیش پای ما می گذارد. همه ی شاعران ما به تا امروز چه کلاسیک و چه مدرن (و چه تازگی ها پست مدرن) در سنت شعر فارسی اندیشیده اند و همین علت العلل بیشتر مشکلات فرهنگی و اجتماعی ما بوده است. برای دیدن کاستی های فکری و فرهنگی مان باید بتوانیم از بالا و از دور به خودمان نگاه کنیم و برای این کار باید در را بر پاشنه ی دیگری بچرخانیم.
    آنچه که آقای نیکفر “نیهیلیسم” می نامد در واقع نفی ریشه ای تعرفه هایی است که فرهنگ ایرانی را می سازد. برجستگی کار نانام در این است که او این نقد رادیکال را در نه فقط در محتوا و مضمون شعرهایش که در فرم آن ها نیز وارد کرده است. محتوای شعر نانام همانقدر چالش برانگیز است که ساختار و لحن شعر او.
    مورد دیگری که باید در اینجا به آن اشاره کنم اندیشه برانگیز بودن شعرهای نانام است. درشعرهای نانام می توان (و باید) جهان را باز اندیشید. در شعر معاصر پسانیمایی مابسیار کم اندیشه ورزی شده است. شعرهای نانام ولی مملو از اندیشه است. واین برای فرهنگ ما که به سختی می اندیشد ازنان شب واجبتر است. اگربپذیریم که جمهوری اسلامی نماد کم فکری و بد فکری ما به عنوان یک ملت است آنوقت به اهمیت کار نانام بیشتر پی می بریم.

    من هم مانند خانم میلانی برای این یاغی شعر، فکرها ایده ها و واژه های بیشتری آرزو دارم.

  4. 1

    علی نیکفر

    از دید من شعرها یا کارهای نانام با ذات شعر فارسی در تضاد است. هر زبان و فرهنگی نوع خاصی از نوشتن و اندیشیدن را پیش پا می گذارد. انگلیسی مانند آلمانی نمی اندیشد و آلمانی مانند فرانسوی. اهمیت شعر فرانسه در این است که فرانسوی می بیند و می اندیشد. آنکس که به فارسی می نویسد باید بتواند در سنت شعر فارسی بیاندیشد. حتی در سنت شکنی هم چیزی از سنت هست و به جا می ماند. نانام گویی قصد دارد که کل فرهنگ چند هزار ساله ما را با همه خوب و بدش به چالش بکشد و در این راه خودخواهانه از نابود کردن هیچ چیزی ابا ندارد! رادیکالیسم بی ریشه زبانی و فکری که در این کارها هست در نهایت، همانطور که خانم میلانی می گوید، به نیهیلیسم ختم می شود. شاعری که زلزله طلب می کند خود نیز قربانی زلزله می شود!

نظرات بسته شده است.

2014 Powered By Wordpress, Goodnews Theme By Momizat Team