شعری از آرمان میرزانژاد: به نام پوچی محض / من مؤمنم به پرخاش / وقتی تمام قبیلهٔ من را خون و تازیانه گرفته است / من مؤمنم به جراحت / در اعلانیههای دروغین روزنامههای زرد... ادامه متن
در این مقاله که با عنوان «تقی رفعت؛ عصیانگر متجدد» در سه بخش تنظیم شده است، ابتدا زندگی ادبی تقی رفعت، شاعر نوپرداز، با توجه به منابع اندکی که نگارنده یافته است، بهطور خلاصه در بخش نخست... ادامه متن
شعری از سعید شعبانی: با گیلگمش بگو / تا یک عقاب بیاید / بیاید از گوشتهای تنم / تنم که استخوان شده است / یا از اسید شدنم / که صدا میآید / از استخواندانی که اجدادی است... ادامه متن
دو شعر از محسن توحیدیان: دیدهام که بر آب میروند / مردگانِ عصرِ دوشنبه از تیرباران / و شنزار بر فراز سرهاشان / رگبارِ ماهی و ماسه میبارد / پیراهن به پاییز میسپارند / و پیشانی به زمستان م... ادامه متن
سه شعر از معصومه داودآبادی: پناه بردم به رنگ سفید / و فراموشت کردم / از کاغذها گذشتم / راه افتادم میان الفبا / و رودخانهای شدم / که میتوانست شبانهروز / خونریزی کند... ادامه متن
شعری از شهباز پویا: بعد نشستهام مینویسم / لبهای یک کولبر نوجوان مثل گیاهی مفراح / با یک اسمِ زیبا زیرِ یخها / مینویسم / در این دنیا زبان آنقدر بیحساب شده / که مرگ را به جای رنگ رویِ ل... ادامه متن
شعری از آتفه چهارمحالیان: میانِ پلاستیکِ مرگ / تو را از ساعتِ عصرهایت شناختم / اعلامت میکردند در فرکانسهای خبر / و صورتت را خاک میپوشاند با هر خط تسلیت / باید چه میکردم؟ ادامه متن
شعری از لیلا درخش: دلیل بیاور / تا زیر شبستان مسجد نصیر/ در ازدحام رنگهای پیراهنم / آرام بگیرم / دلیل بیاور... ادامه متن
شعری از محمد اصفهانی: خستهام / از هر قداست خونینی، / از هر کابوس بیخوابی، / از هر قایق به حکمت سوراخی، / حالِ مرثیهخوانی را دارم که... ادامه متن
شعری از حسن نیکوفریدهجای بستۀ من / مانده با طلسم و معجزه / کنار هزار حلقۀ طناب که با ندامت گره خوردهاند / و صاحبانش بیدار نمیشوند... ادامه متن
آخرین دیدگاه ها