شما اینجا هستید:خانه » شعر » شعر فارسی

شعری از سمیه جلالی

شعری از سمیه جلالی: دارالمجانین است این که می‌بینی‌ش / حدود لاطائلات دسته جمعی میمون‌ها / تکثیر صدا در وهم منتشرشدۀ کاسۀ سر / چرخیدن اشکال متقارن / گیج در کلماتی که مدخلش پیدا نیست... ...

ادامه محتوا

چند کار از نانام

چند کار از نانام: ترک کردم خودم را. چمدان به دست کنار جاده ایستاده بودم که ماشینی. رفتیم تا رسیدیم. ایستاده بودم کناری و تماشا می‌کردم خودم را. کتابی می‌خاندم به اسم دام... ...

ادامه محتوا

دو شعر از زهرا حیدری

فرابخوانمت از پنجره داخل شوی / در مقاومت درها / و انقباض ماهیچه‌های مرگ. / چشمی که می‌دوزم به ماه بیگانه است / و محبوبم بیگانگی مضاعفی، کنار دست و دل سردی کلمه‌ها ... ...

ادامه محتوا

شعری از آرمان میرزانژاد

شعری از آرمان میرزانژاد:  به نام پوچی محض / من مؤمنم به پرخاش / وقتی تمام‌ قبیلهٔ من را خون و‌ تازیانه گرفته است / من مؤمنم به جراحت / در اعلانیه‌های دروغین روزنامه‌های زرد... ...

ادامه محتوا

شعری از سعید شعبانی

شعری از سعید شعبانی: با گیلگمش بگو / تا یک عقاب بیاید / بیاید از گوشت‌های تنم / تنم که استخوان شده است / یا از اسید شدنم / که صدا می‌آید / از استخواندانی که اجدادی است... ...

ادامه محتوا

شعری از نرگس باقری

شعری از نرگس باقری: ... ای که خودت را روی ضلع جدولی‌ام می‌کشی / مرا از آزادی برگردان! / که بوق‌های زیادی در بغل دارم / من خط سفید ممتدی دارم اما / چراغ‌های رنگی‌ام مدام / روی قرمز / بند / می‌رود... ...

ادامه محتوا

چند کار از نانام

چند شعر از نانام: شعر دقیقن در ثانیه 59ام اتفاق می‌افتد. / بار و بندیلش را بسته است و می‌داند که رفته است. / در ثانیه‌ای که 59 بار مرده است / مرگ / تنها یک بار اتفاق می‌افتد. ...

ادامه محتوا

چند شعر از هما همتا

چند شعر از هما همتا:  وصلم به کشاله‌ی این روز ها که رفته رفته و جایی می‌رسند؛ به ماه و سال / من لاشه‌ی جامانده از لحظاتی که خیلی عادی‌ست، نمرده باشم ...

ادامه محتوا

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا