شما اینجا هستید:خانه » شعر » شعر فارسی

چهار شعر از صدف حیدریان

چهار شعر از صدف حیدریان: بگو چگونه می‌شود / آدمی را با چند گلوله به رقص درآورد؟ / آن زمان که تنت می‌خواهد / نان را به خانه بازگرداند / و از کوه / که اندوهش را دور سرمان پیچیده / بپرس / اگر می‌توانست / نام این سرزمین را چه می‌گذاشت؟ ...

ادامه محتوا

عملیات ویژه / شعری از بهمن زبردست

عملیات ویژه / شعری از بهمن زبردست: بنگر چگونه گرجی مکّار / می‌جنبد در گورش در میدان سرخ / دست بر هم می‌ساید شیطان پیر / پیداست بوی خون شنیده / یکسر باد مرگ می‌وزد / در استپهای برف‌پوش / سپاه وهمناک جالوت / به سوی ناکجا روان است... ...

ادامه محتوا

سه شعر از نیر فرزین

سه شعر از نیره فرزین: کودکان / مردن را بلد نیستند / تنها گیج می‌شوند / دنبال توپ بدوند یا سرشان! / حتی نمی‌دانند چند تا از انگشتان‌شان کم شده است / خیال می‌کنند اتاقی به نام گمشده‌ها وجود دارد / که با بردن یک پا پای دیگر را پس بگیرند... ...

ادامه محتوا

سه شعر از فاطمه تجریشی

سه شعر از فاطمه تجریشی: باز صدای تو راه افتاده است در این خانه / و سرک می‌کشد به خیال گلدان‌ها / می‌خواهد به امیدواری نحیف ساقه‌ها بفهماند که عشق از مرگ قوی‌تر نیست. / باز راه افتاده صدای خیس تو / تا بطالت بی‌وزن عصرها / تا تحمل‌ناپذیری بودن / تا آن‌جا که پنجره سیاهی شب را / در رگ‌های خونی چشمم... ...

ادامه محتوا

سه شعر از میثم امیری

سه شعر از میثم امیری / روح بالاتر از جسمم رهگذری بود / و من مکاشفه کرده‌ام لای کلمات / تا حیوانِ شعرم بزند بیرون / شعر که شروع می‌شود این‌بار / روحِ شعرم می‌زند بیرون / رستگارم ولی تا حدودی بدبین... ...

ادامه محتوا

شعری از نگین فرهود / شعری برای زادگاه / برای مرده‌زادِ خوزستان

شعری از نگین فرهود: ستایش از آن کیست / کیست که سمت و سرعت بادها را / به تملک خود درآورد / و خاک را که خواستی‌اش / مادر بشمارد        نشد / در حضورش که واجب / بسراید: / ای که در زهدانت / افشردۀ هزار نام است و / وجه زنانه‌ات از ما / شهد مرگانه می‌طلبد / ما شامل طوفان شدیم و گِل غلتانی از شن / که از شش‌های تو بیرون می‌پراند... ...

ادامه محتوا

دو شعر از فرامرز سه‌دهی

دو شعر از فرامرز سه دهی: مُرده‌شور استعاره را ببرد / این جا وطنِ من است / ایران / سرزمینِ دست‌های تنگ / سرفه‌های کشدار / تب‌های به نوبت / سرزمینِ بی‌تخیل / وضعیت‌های کاملن موجود / دهان‌های ممنوع / می بویندهایِ مجازِ مداوم / آبان ماه‌های دوازده ماه / درخت‌های تعطیل / پرنده‌های تعطیل / سال‌های نیمکت‌نشینیِ در خانه... ...

ادامه محتوا

“مردان خیابانی” و “در” / دو شعر از هوشنگ ملکی

"مردان خیابانی" و "در" / دو شعر از هوشنگ ملکی: آن مرد که با چشم بسته در پیاده‌رو پیانو می‌زند منم / مردی در زمینۀ سیاه که سایه‌اش سفید است / و موش‌های تهران انگشت پاهایش را جویده‌اند / مردی گرسنه که یکی از دکمه‌های سرآستین‌اش از برلیان است یکی از پلاستیک کدر... ...

ادامه محتوا

شکل ابرها / شعری از راد قنبری

شعری از راد قنبری: شکل کدام ابر به اندوه ِآسمان می‌افزاید؟ / ابری که سپید و ممتد بود / و شبیه ِ ردّ پای بمب‌افکن‌ها از اقلیم رؤیاها می‌گذشت. / این را کودکی‌ام گفت / و یا آن‌که / پاره‌پاره و سرخ بود / و به قصد ِ کشت، زیبا / و تمام ِ خاورمیانه را باریده بود. / این را پرنده‌ای مهاجر گفت... ...

ادامه محتوا

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا