شما اینجا هستید:خانه » شعر » شعر فارسی

سه شعر از سعید شعبانی

سه شعر از سعید شعبانی: / در ادراک مورچه یا موریانه نمی‌گنجد / پری‌زاد پری‌چهره پیکری / یا پری‌وار پروانه‌ای باشم کنار نام ‌تو / دیگر عجیب‌تر از این / این‌که / از شدید بودنمان در هم / با خبر باشم / در دره‌های سند... ...

ادامه محتوا

دو شعر از شهرام گراوندی

دو شعر از شهرام گراوندی: تو رنگ باران و شب‌پره‌ها و کاسۀ عتیقِ فلز / دریایی تو! / نباتی در شاهراهِ درخت / آوندهای شهد و عسلی / در یاخته‌های ذهنم! / تو قصیل پر شبنم صبح ِ روستایی / نجوای دلنشین چوپانی / در کوه‌های آوای نی و خش‌خش ِ پازن و برنوی بازیگوش! ...

ادامه محتوا

شعری از پدرام محمدزاده

شعری از پدرام محمدزاده: می‌خواستم برای هر آسمان‌خراشی یک طبقۀ تعریف‌نشده بسازم / که هیچ شماره‌ای ندارد / و جز بعضی‌ها کسی از وجود آن اطلاع ندارد / یک طبقۀ مخفی / میان تمام طبقات / یعنی طبقه‌ای که هر کسی نتواند به آن ورود یا از آن خروج کند... ...

ادامه محتوا

سه شعر از رضا عباسی

سه شعر از رضا عباسی: می‌خواهم بمانی / تا باور کنم به شب تکیه نکرده‌ام / و گلویم گورستانی نبوده است / که ارواح بادها هم با آن بیگانه باشند / این سال‌ها / بسیار خون دیده‌ام و دهان‌های غمگین / در سرزمینی زیستم / که تنها خیابان‌ها و دیوارهایش / شعار نمی‌دادند / اما گلوله می‌خوردند و / خونشان بند نمی‌آمد... ...

ادامه محتوا

زندان یونسکو و سه شعر دیگر از رضا بهادر

زندان یونسکو و سه شعر دیگر از رضا بهادر: وقت می‌پاشم در دهانِ ساعت / و زخم‌هایم را آب می‌دهم‌ / بلند می‌شوم به شکل گوشت / در سوراخِ تنِ درخت / بر دارهای‌ پشت یونسکو! / شکل کلیشه‌ بر دیوارِ راه‌آهن‌ / شکلِ جای گلوله / بر پله‌های پل هوایی‌ / بلند می‌شوم‌ / و شکل‌هایم را جمع می‌کنم‌ / دست و پایم‌ را از بینِ جمعیت‌... ...

ادامه محتوا

دو شعر از طاهره محمودی

دو شعر از طاهره محمودی: شاباش شاباش / به شعری که رسیده / در عصر جمعه‌ای / نجاتم بده‌ ای شعر /  زمان زمان چکاندن ماشه است / در شقیقه / که سرب گرم‌تر می‌کند مرا / از شمشیر سرد تو / که در غلاف هزاران سال / زنگار گرفته است... ...

ادامه محتوا

سه شعر از حسن فرخی

سه شعر از حسن فرخی: شعری به دست من رسیده است / همراه عکسی از دخترم کنار یک شیر سنگی. / قصه‌ای به دست من رسیده است / همراه عکسی از زنم کنار یک خانۀ قدیمی / که روشنایی ماه را کم‌رنگ می‌کند... ...

ادامه محتوا

دو شعر از فرهاد زارع‌کوهی

دو شعر از فرهاد زارع‌کوهی: و کتاب حوادث/ همیشه از نیمه‌ی آن گشوده می‌شود / «شیمبورسکا» / پروانه‌ای که بال‌هایش تقارن ندارد / با هر ادامه از انحنای عمرش / می‌گیرد / گاهی زبانه‌ها هم سگ دارند!... ...

ادامه محتوا

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا