شما اینجا هستید:خانه » شعر » شعر فارسی

سه شعر از مصطفا صمدی

سه شعر از مصطفا صمدی: برای ده سالگی‌م / بیست سالگی‌ / حتی سی / که پا نگذاشته هنوز / متأسفم / متأسفم پاهایم نمی‌رسید / که توپ را از زمین خودی دور کنم / می‌توانستم فقط دریبل بخورم / از پوچک‌ها سوت بسازم / و باخت را ببرم / متأسفم پسر شجاعی نبوده‌ام... ...

ادامه محتوا

سه شعر از پویان فرمان‌بر

سه شعر از پویان فرمان‌بر: / دختری بعد / که با آینه می‌خوابید / از لای جمعیت / دست دیگری که خانه در قبل داشت / گرفت و مثل کسی که هرگز نبود / قبری برای قبله‌اش حفر کرد / تا به ناشناخته‌ای از زمین... ...

ادامه محتوا

دو شعر از محسن توحیدیان

دو شعر از محسن توحیدیان: دیده‌ام که بر آب می‌روند / مردگانِ عصرِ دوشنبه از تیرباران / و شن‌زار بر فراز سرهاشان / رگبارِ ماهی و ماسه می‌بارد / پیراهن به پاییز می‌سپارند / و پیشانی به زمستان می‌برند / و بر دهانِ هیچ‌کدام آن‌ها / سرود بخشایش نیست... ...

ادامه محتوا

سه شعر از معصومه داودآبادی

سه شعر از معصومه داودآبادی: پناه بردم به رنگ سفید / و فراموشت کردم / از کاغذها گذشتم / راه افتادم میان الفبا / و رودخانه‌ای شدم / که می‌توانست شبانه‌روز / خون‌ریزی کند... ...

ادامه محتوا

شعری از شهباز پویا

شعری از شهباز پویا: بعد نشسته‌ام می‌نویسم / لب‌های یک کولبر نوجوان مثل گیاهی مفراح / با یک اسمِ زیبا زیرِ یخ‌ها / می‌نویسم / در این دنیا زبان آن‌قدر بی‌حساب شده / که مرگ را به جای رنگ رویِ لب‌ها می‌مالد / و اسمِ معشوقه‌های کولبران را زیر سنگ پنهان می‌کند / آخر انسان با اسمِ سنگ چه نسبتی دارد؟ ...

ادامه محتوا

شعری از آتفه چهارمحالیان

شعری از آتفه چهارمحالیان: میانِ پلاستیکِ مرگ / تو را از ساعتِ عصرهایت شناختم / اعلامت می‌کردند در فرکانس‌های خبر / و صورتت را خاک می‌پوشاند با هر خط تسلیت / باید چه می‌کردم؟ ...

ادامه محتوا

چند شعر از نیر فرزین

شعرهایی از نیر فرزین: با اسبی خسته / از حرمسرای شاه گریخته‌ام / به بندی رسیده‌ام / که تو آن جا شکنجه می‌شدی / به بندی که دست‌هایت رابا آن بسته بودند / دنبال تو می‌گردم... ...

ادامه محتوا

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا