شما اینجا هستید:خانه » شعر » شعر فارسی

شعری از لیلا درخش

شعری از لیلا درخش: قدما معتقد بودند: جهان اقیانوسی است و در این اقیانوس مرواریدی است و آن مروارید هرات است / به طناب دار بگویید: / من عاشق زیستنم / می‌مانم تا ابد و یک روزش شاید شادی طلوع کند... ...

ادامه محتوا

شعری از احمد بیرانوند

شعری از احمد بیرانوند: مدام تو را / تو را مدام / ای همیشه‌ای که مدام / در من / خواستنت را مداوم داشته‌ای! / بلد نیست خون شبیه تو / که در کجای من / چنین مدام / چنان بیاید / که گویی همیشه در رفتنی... ...

ادامه محتوا

دو شعر از مایرم تکیه‌ای

چیزی از من / در تَندۀ پدر جا ماند / و با یک چهارم صورت زاده شدم / چه مالیخولیایی بود / در آن جهانِ یک میلی متری / که رُشد کرد در کیسه / گوشتم قرضی / پوستم قرضی است / از ارواحی / که سوار بر گاومیش مرگ / راه‌های میانبُر نشان دادند... ...

ادامه محتوا

دو شعر از احسان اورنگی

دو شعر از احسان اورنگی: او / پسر سرشاری بود / سرشار از نمی‌دانم چه / از خودم عاجزانه درخواست کردم که شاعر نباشم / چون نوشتن سخت‌ترین کار است وقتی نمی‌نویسم... ...

ادامه محتوا

شعری از سمیه جلالی

شعری از سمیه جلالی: با احتمال بریدن از بندها آمدم، / آمدم تا به نقطه‌ها خیرگی کنم؛ / احتمال دارد این‌بار بریده‌هایم را به مکاتب بروز دهم... ...

ادامه محتوا

شعری از سهند پاک‌بین

خوانا نشسته‌ام بر پوستت / وقتی تنهایی‌ات پرواز هواپیمایی بود که شب را پاره می‌کرد / ای پوست محمود وقتی دختری نوبالغ زن می‌شد / انگشت‌های شمرده‌ام را مشت زدم به دیوار خانه‌ای کلنگی، لعنتی‌ها چرا؟ / انگشت‌های جیبی‌ام ساعتی است که نمی‌شمارد. ...

ادامه محتوا

دو شعر از حسن فرخی

هر کاری کردم تا اگر / مرتب شد ردیف کلمات روی لب‌ها / می‌شد اگر هوا بارانی، ابر می‌شدم / تا بعد خودم رنگین‌کمان خودم باشم / یک ‌چند وقت / این زمستان هم به خانۀ ما آمد... ...

ادامه محتوا

دو شعر از امین حامی خواه

در مه قدم می‌زنم. / درختان که در پدیداری‌شان مرور می‌شوند / از اشباح زنان و مردان در شهر تجلی بیشتری ندارند. / زیر آسمان ستاره‌های فروزان / همان افکاری را دارم که در اتاق خواب. / دیگر بادی بر بادبان‌ها نمی‌وزد. ...

ادامه محتوا

اندوه شدم / شعری از پدرام محمدزاده همراه با مؤخره‌ای کوتاه در مورد سبک شعری خیابان

اندوه شدم / شعری از پدرام محمدزاده همراه با مؤخره‌ای کوتاه در مورد سبک شعری خیابانمن اندوه بودم: در اتاقی زرد / که دور تا دور دیوارهایش را عنکبوت‌ها تار تنیده‌اند / عنکبوت‌های محافظ / که از حضور هر حشره سایبرنتیکی که برای شنود می‌فرستند... ...

ادامه محتوا

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا