شعری از شهباز پویا

شعری از شهباز پویا

شعری از شهباز پویا: بعد نشسته‌ام می‌نویسم / لب‌های یک کولبر نوجوان مثل گیاهی مفراح / با یک اسمِ زیبا زیرِ یخ‌ها / می‌نویسم / در این دنیا زبان آن‌قدر بی‌حساب شده / که مرگ را به جای ...

“بانگ فاجعه” مجموعه آثار جشنواره سیزیف با موضوع کولبران منتشر شد

“بانگ فاجعه” مجموعه آثار جشنواره سیزیف با موضوع کولبران منتشر شد

مجموعه آثار جشنواره اینترنتی سیزیف با موضوع کولبران در کتابی الکترونیک با عنوان "بانگ فاجعه" به همت دبیرخانۀ جایزۀ ادبیات اقلیت منتشر شد. ...

مرگ هوشنگ گلشیری مرگ هرکسی نیست

مرگ هوشنگ گلشیری مرگ هرکسی نیست

علی‌رغم هرآنچه تا اینجا گفته شد، آنچه مرا به نوشتن این سلسله مقالات ترغیب کرد نه سوءبرداشت‌های گلشیری که شجاعت او بود. گلشیری در نقد سر نترس و دل بی‌رحمی داشت و نام و آوازۀ‌‌ کسی ک ...

شعری از علیرضا پورمسلمی

شعری از علیرضا پورمسلمی

شعری از علیرضا پورمسلمی: سید رضا را تریاک کشت/ چون عاشقش بود / محمد را زنی سرور انگیز / خسرو گلسرخی را  شما کشتید / عاشقتان بود به‌راستی... ...

برگزیدگان دوازدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد

برگزیدگان دوازدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد

اختتامیه دوازدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد، عصر شنبه ۲۳ آذر در تالار قلم کتابخانه ملی ایران برگزار شد. ...

آشنایی‌زدایی دوباره در ادبیات داستانی فارسی

آشنایی‌زدایی دوباره در ادبیات داستانی فارسی

مکتب فرمالیسم روسی در سیر تطور خود که سرانجام آن را از طریق یاکوبسون و مکتب پراگ به ساختارگرایی پیوند زد، متحمل تغییراتی بنیادین شد که اتفاقاً یکی از این تغییرات، به دلایلی که خواه ...

شعری از آتفه چهارمحالیان

شعری از آتفه چهارمحالیان

شعری از آتفه چهارمحالیان: میانِ پلاستیکِ مرگ / تو را از ساعتِ عصرهایت شناختم / اعلامت می‌کردند در فرکانس‌های خبر / و صورتت را خاک می‌پوشاند با هر خط تسلیت / باید چه می‌کردم؟ ...

چرا به وطن باز می‌گردیم / داستانی از آندرئاس اشتیشمان

چرا پیش مایک، روبرت یا ناسی نمی‌رویم؟ چون بچه‌ها می‌گویند مایک و روبرت و ناسی امروز سرشان شلوغ است و ما چاره‌ای نداریم، پس به طبقۀ دهم به زباله‌دان وطن دوباره بازمی‌گردیم. جایی که بوی سگ می‌دهد، اگرچه هیچ سگی نیست و آن‌جا تاریک است و کرکره‌ها همیشه پایین‌اند. ادامه ...

شعری از شهباز پویا

شعری از شهباز پویا: بعد نشسته‌ام می‌نویسم / لب‌های یک کولبر نوجوان مثل گیاهی مفراح / با یک اسمِ زیبا زیرِ یخ‌ها / می‌نویسم / در این دنیا زبان آن‌قدر بی‌حساب شده / که مرگ را به جای رنگ رویِ لب‌ها می‌مالد / و اسمِ معشوقه‌های کولبران را زیر سنگ پنهان می‌کند / آخر انسان با اسمِ سنگ چه نسبتی دارد؟ ادامه ...

مرگ هوشنگ گلشیری مرگ هرکسی نیست

علی‌رغم هرآنچه تا اینجا گفته شد، آنچه مرا به نوشتن این سلسله مقالات ترغیب کرد نه سوءبرداشت‌های گلشیری که شجاعت او بود. گلشیری در نقد سر نترس و دل بی‌رحمی داشت و نام و آوازۀ‌‌ کسی که در آوردگاه نقد به واکاوی آثارش می‌رفت برایش محلی از اعراب نداشت. ادامه ...

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا