فراخوان هفدهمین دوره جایزه ادبی صادق هدایت

فراخوان هفدهمین دوره جایزه ادبی صادق هدایت

هفدهمین دوره جایزه ادبی صادق هدایت برگزار می‌شود. ...

سه شعر از آرش نصرت اللهی

سه شعر از آرش نصرت اللهی

سه شعر از آرش نصرت اللهی: دو آمیخته با مهر و معاش بودیم / دو سختِ ایستاده / عصر تنهایی علامت سؤال بود / جنگ‌ها از درز پنجره‌ها فرو می‌آمدند / رنگ‌ها رفته بودند / کلمه‌ها رفته بودند ...

فلور چراغ آژیر قرمز را خاموش کن / داستانی از خاطره محمدی

فلور چراغ آژیر قرمز را خاموش کن / داستانی از خاطره محمدی

دست می‌کشد بر سرم و من مانند یک خوک خوب خِرخِر می‌کنم. پوز‌ه‌ام را می‌سایم به ساق پایش و کم‌کم بالا می‌روم و می‌رسم به ران‌های گوشت‌‌آلودش. لعنت به این ماسک که نمی‌گذارد بویش را دا ...

پنج شعر از شهباز پویا

پنج شعر از شهباز پویا

شهباز پویا: اگر از کسی بخواهم رویِ سنگ قبری / روی سنگِ قبرِ من بنشیند / و آرام وآرام نام مرا بجود و یا حتی ببلعد / چگونه می‌توانم با دستِ پشیمانم برگردم به پیشانیم بزنم / وبگویم: / ...

از قبور شهدا تا مزار شعرا / روایتی از قبرستان امامزاده طاهر کرج

از قبور شهدا تا مزار شعرا / روایتی از قبرستان امامزاده طاهر کرج

وارد محوطۀ امامزاده که می‌شوم، خنکای نسیم بهاری می‌خورد توی صورتم. صدای قرائت قرآن قبل از اذان از بلندگوها پخش می‌شود و در فضای محوطه پیچیده. به شنیدن صدا، بعضی‌ها قدم تند می‌کنند ...

سه شعر از فاطمه احمدزادگان

سه شعر از فاطمه احمدزادگان

سه شعر از فاطمه احمدزادگان: باران ببافم به شانه‌های علف / به قیچی بِکَنم چارقدی ته‌نشین در گل / و عشق در دهان ما چنان / بشکند کلماتی به دندان / آن‌قدر له بکند به زل زدنم / که رختخو ...

فروش کلیه فوری / شعری از امیر قنبری

فروش کلیه فوری / شعری از امیر قنبری

شعری از امیر قنبری: من / گرمای تنم / و تو / آب بدنت را می‌فروشی / و شب / کنار مزرعۀ خاموش / در صدای وزغ‌ها / پرسه می‌زند... ...

یادداشتی بر کتاب “بیرون از گذشته، میان ایوان” نوشتۀ مهری بهرامی

داستان بلند بیرون از گلشته، میان ایوان در 103 صفحه، حکایت زن نویسنده‌ای است که بیمار است و با شیمی‌درمانی سعی دارد رمان نیمه‌کارۀ خود را با خرده‌روایت‌هایی که دارد، با کمک پری، یکی از کارکترهای داستان که در واقع نقش شاه پریان و قصه‌گو را بازی می‌کند، به اتمام برساند... ادامه ...

فلور چراغ آژیر قرمز را خاموش کن / داستانی از خاطره محمدی

دست می‌کشد بر سرم و من مانند یک خوک خوب خِرخِر می‌کنم. پوز‌ه‌ام را می‌سایم به ساق پایش و کم‌کم بالا می‌روم و می‌رسم به ران‌های گوشت‌‌آلودش. لعنت به این ماسک که نمی‌گذارد بویش را داشته باشم... ادامه ...

سه شعر از آرش نصرت اللهی

سه شعر از آرش نصرت اللهی: دو آمیخته با مهر و معاش بودیم / دو سختِ ایستاده / عصر تنهایی علامت سؤال بود / جنگ‌ها از درز پنجره‌ها فرو می‌آمدند / رنگ‌ها رفته بودند / کلمه‌ها رفته بودند / قصۀ ما به سر می‌رسید و... / ـ نه، باید یه کاری کنیم. / رفتیم... ادامه ...

“صدا، روایت، هیکل خدا” و داستانی دیگر / نوشتۀ هادی مشهدی

"صدا، روایت، هیکل خدا" و داستانی دیگر کتابی است نوشتۀ هادی مشهدی در 103 صفحه که در تابستان 1396 منتشر شده است. کتاب به روایت "سیاهه"اش چهار قسمت دارد: صدا، روایت، هیکل خدا؛ و شاید هم این‌گونه... ادامه ...

نویسنده باید بتواند از عهدۀ خلق جهان خاص خود برآید

گفت‌وگو با محمد رودگر، نویسندۀ کتاب دخیل هفتم

فضای دخیل هفتم آن‌گونه که هست، نمونه‌ای آن‌چنان در ادبیات داستانی ما ندارد و یا دست کم بنده نمی‌شناسم. این اثر یکی از نقاط تلاقی ادبیات داستانی با ادبیات عرفانی است. ادامه ...

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا