سه شعر از پویان فرمان‌بر

سه شعر از پویان فرمان‌بر

سه شعر از پویان فرمان‌بر: / دختری بعد / که با آینه می‌خوابید / از لای جمعیت / دست دیگری که خانه در قبل داشت / گرفت و مثل کسی که هرگز نبود / قبری برای قبله‌اش حفر کرد / تا به ناشناخ ...

طعم گس زندگی و ماجرای داستانی که ادارۀ کتاب سانسورش کرد

طعم گس زندگی و ماجرای داستانی که ادارۀ کتاب سانسورش کرد

طعم گس زندگی مجموعه‌ای از پنج داستان کوتاه است، نوشتۀ حمیدرضا منایی. نویسنده‌ای که پیش از این، رمان سه جلدی برج سکوت را از او خوانده بودیم... ...

دو شعر از محسن توحیدیان

دو شعر از محسن توحیدیان

دو شعر از محسن توحیدیان: دیده‌ام که بر آب می‌روند / مردگانِ عصرِ دوشنبه از تیرباران / و شن‌زار بر فراز سرهاشان / رگبارِ ماهی و ماسه می‌بارد / پیراهن به پاییز می‌سپارند / و پیشانی ب ...

پیام محمدعلی موحد در ایام کرونا و به مناسبت روز پدر

پیام محمدعلی موحد در ایام کرونا و به مناسبت روز پدر

محمدعلی موحد، پژوهشگر، تاریخ نگار و عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در پیامی که روز سیزده رجب، هجده اسفند 1398 منتشر شد نوشته است... ...

تلفیق زمان‌ها و مکان‌ها؛ یادداشتی بر رمان کوچ شامار

تلفیق زمان‌ها و مکان‌ها؛ یادداشتی بر رمان کوچ شامار

رمان کوچ شامار نوشتۀ فرهاد ح گوران از زبان شخصیت اصلی داستان _شامار بوربور_ روایت می‌شود که یک کُرد است... ...

گزارشی از جلسه نقد و بررسی کتاب “باران در مترو” در مؤسسۀ خوانش

گزارشی از جلسه نقد و بررسی کتاب “باران در مترو” در مؤسسۀ خوانش

نهمین جلسه از سلسله نشست‌های نقد خوانش به بررسی تازه‌ترین اثر مهدی افروزمنش با نام باران در مترو اختصاص داشت. ...

سه شعر از معصومه داودآبادی

سه شعر از معصومه داودآبادی

سه شعر از معصومه داودآبادی: پناه بردم به رنگ سفید / و فراموشت کردم / از کاغذها گذشتم / راه افتادم میان الفبا / و رودخانه‌ای شدم / که می‌توانست شبانه‌روز / خون‌ریزی کند... ...

سه شعر از پویان فرمان‌بر

سه شعر از پویان فرمان‌بر: / دختری بعد / که با آینه می‌خوابید / از لای جمعیت / دست دیگری که خانه در قبل داشت / گرفت و مثل کسی که هرگز نبود / قبری برای قبله‌اش حفر کرد / تا به ناشناخته‌ای از زمین... ادامه ...

مرگ هوشنگ گلشیری مرگ هرکسی نیست

علی‌رغم هرآنچه تا اینجا گفته شد، آنچه مرا به نوشتن این سلسله مقالات ترغیب کرد نه سوءبرداشت‌های گلشیری که شجاعت او بود. گلشیری در نقد سر نترس و دل بی‌رحمی داشت و نام و آوازۀ‌‌ کسی که در آوردگاه نقد به واکاوی آثارش می‌رفت برایش محلی از اعراب نداشت. ادامه ...

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا