شما اینجا هستید:خانه » یادداشت

مکان‌نگاری بوتَرفایه / محمد عابدی

بوترفایه حیرتگاهی است مدفون زیر خاک نبودن: نبودن‌های برابر با نیستی و منجر به نیستی؛ حضوری است غایب که از اکنون ِخود فرار می‌کند. با این‌همه، نشانه‌هایی از وجودش را در آنچه برشمردم می‌توان دید. ...

ادامه محتوا

خلق عمیق‌ترین تخیل از واقعیت با عشقی غیرمنتظره، یک حادثه

شیطان در مرشد و مارگریتا به شکل یک پروفسورِ همه چیزدانی که به روح آدم‌ها تسلط و آگاهی کامل دارد و سیستم موجود را نیز خوب می‌شناسد دست به عمل می‌شود و با هیپنوتیزم، آن‌ها را وا می‌دارد که خود به واقعیت خود پی ببرند. ...

ادامه محتوا

از گفتمان غرب‌ستیز تا گفتمان پسااستعماری

در ایران، آن‌گونه که از تحلیل آثار ادبیات داستانی، به خصوص آثار مربوط به دهه‌های چهل و پنجاه برمی‌آید، معادل دانستن سه مفهومِ غرب، مدرن و استعمار، نقش مهمی در شکل‌گیری جریان غرب‌ستیزی و بعدها در سیطرهٔ گفتمان غرب‌ستیز داشت. مفاهیمی که معادل دانستن آن‌ها، به جای بررسی روابط میان آن‌ها، غرب را بیش از پیش در جایگاه امر ناشناختهٔ مذمومی قرار داد که باید طرد می‌شد. ...

ادامه محتوا

ادبیات، تجدد و تجددستیزی در ایران / یادداشتی بر کتاب تجدد و تجددستیزی در ایران

کتاب تجدد و تجددستیزی در ایران در شش فصل مجزا، مقالاتی مرتبط با هم را که حاصل بررسی در انواع ادبی متفاوت اعم از تاریخی، عرفانی، داستانی و... است، و پیشتر در مجلات ایران‌شناسی و ایران‌نامه چاپ شده‌اند، گرد هم آورده و پیش‌روی مخاطب قرار داده است. ...

ادامه محتوا

دلبری با سیب گندیده شاه قلی / یادداشتی دربارۀ رمان برکت

یونس برکت نام طلبه‌ای است که بعد از چهار سال به یک سفر تبلیغی رفته تا در آن‌جا ضمن تبلیغ دین بتواند در مورد زندگی پرآشوب خود فکر کند، اما از بد حادثه در مکانی گرفتار شده که ماجراهای پی‌درپی فرصت هر گونه تصمیم‌گیری را از او می‌گیرد. ...

ادامه محتوا

نگاهی به داستان “عافیت” نوشتۀ بهرام صادقی

شروع داستان عافیت وجهی نمایش‌گونه دارد. مردی از میان پستی بلندی‌ها و تپه‌های زباله و جوی‌های بی آب و دیوارهای گلی می‌گذرد و پا به دنیای دیگری می‌گذارد. دنیای انسان‌های هوشمند متمدن، یا دنیای دستاوردهای اجتناب ناپذیر بزرگ یا... ...

ادامه محتوا

حرکت بر تیغ دولبه / یادداشتی دربارۀ رمان برکت

شخصیت برکت، که دارای کشمکش‌های درونی است، وقتی در تقابل با اهالی روستا قرار می‌گیرد، بُعد شخصیتی دیگری می‌یابد. بروز کشمکش‌های بیرونی، او را از یک شخص منفعل تبدیل می‌کند به شخصیتی کارآمد و عمل‌گرا: عکاسی می‌کند و مردم روستا به واسطهٔ هنر او آمادهٔ پذیرفتن او می‌شوند. ...

ادامه محتوا

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا