شما اینجا هستید:خانه » نقد و مقاله

سوژه‌ی خط خورده و آن دیگرِ بزرگ / در بابِ داستانی از زهره عارفی

آن‌چه در این داستانِ زهره عارفی باز تناقض نماست همان کنش معکوس راویِ زن است در جامعه‌ی مرد محور. اویی که فرمان‌های مداومِ مادر در گذشته: «چش‌سفیدی نکن جانان!» و «وقتی با کسی حرف می‌زنی سرت رو بیانداز پایین، خیره نشو توی چشم دیگرانِ» ...

ادامه محتوا

دخیل هفتم گذار از رئالیسم جادویی به رئالیسم عرفانی / محمد حنیف

 محمد رودگر در کارنامه کوتاه داستان‌نویسی‌اش نشان داده است که می‌کوشد داستان‌نویسی متفاوت باشد. او به ادبیات متعهد اعتقاد دارد. با این حال، هرچند برخی از زوایای دنیای داستان‌هایش به همذات‌پنداری عمیق با خواننده نمی‌انجامند... ...

ادامه محتوا

از ایزیس تا ملیکه

داستان‌های خوب، داستان‌هایی هستند که علاوه بر لذت خواندن، می‌توانند موقعیت خوبی را برای مخاطب ایجاد کند تا او به خوانش‌های مختلفی برسد. واحهٔ غروب، از جمله این داستان‌هاست که چنین موقعیتی را فراهم می‌آورد. ...

ادامه محتوا

چرا من دیگر شاعر «براهنی‌یایی» نشدم

براهنی محوشدنی نیست دقیقاً به همین دلیل می‌توان سال‌ها بعد از چاپ مانیفست‌اش، هنوز از او حرف زد. نقطهٔ عزیمت این نوشتار، مصاحبهٔ اخیر براهنی با فصلنامه «مهرنامه» است که مدعیات خود در چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم را تکرار کرده است. ...

ادامه محتوا

رمان تمام رمان‌ها / دربارۀ تأثیر مادام بوواری بر ادبیات آمریکا

چگونه داستانی دربارۀ فسق و فجور که عنوان ثانوی «آداب و رسوم شهرستانی» را یدک می‌کشد، توانسته به کتاب مرجع رمان‌نویسان و منتقدان ماورای آتلانتیک بدل شود؟ چرا میان همۀ کتاب‌های فلوبر، پیشوای بزرگ هنر رمان، این مادام بوواری است که به رمانِ رمان‌ها بدل شده است؟ ...

ادامه محتوا

در دنیای تو ساعت چند است؟

هشت‌ و چهل‌ و چهار داستان رمانتیکی است که خیلی‌ها چیزها بی‌مورد رویش سوار شده، اما اگر خوب بررسی کنیم متوجه می‌شویم این ساخت عاشقانه‌ی پیرنگ که باز هم سوار بر تکه‌های داستان شده، ساختی است بر اساس داستان‌های عاشقانه‌ی عامه‌پسند با پایان خوشی که شاید لزوماً حاصل خوش‌بینی نویسنده نیست. بلکه دیکته‌ی چنین داستان‌های عامه‌پسند مخفی‌ای است. ...

ادامه محتوا

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا