شما اینجا هستید:خانه » شعر » شعر ترجمه

ترجمه شعر: در این بخش ترجمه‌هایی از شاعران جهان که از زبان‌های غیر فارسی به فارسی ترجمه شده است منتشر می‌شود. «ادبیات اقلیت» هیچ‌گونه وابستگی سیاسی، مذهبی، قومی و غیره ندارد و دست تمامی کسانی را که ادبیات برایشان «جدی» است، می‌فشارد و به حمایت و یاری آنان نیز نیازمند است. این پایگاه تلاش دارد تا پایگاهی و جایگاهی باشد برای تمام کسانی که دوست دارند مستقل بمانند و به پایگاه و جایگاهی ازپیش‌نهاده‌شده وابستگی نداشته باشند. «ادبیات اقلیت» می‌کوشد که علاوه بر آن‌که فضای کلی ادبیات را درگسترۀ مرزهای زبان فارسی و نه مرزهای سیاسی، بازتاب دهد، بدون محدود ماندن در چارچوب‌های سیاسی، مذهبی، قومی و جنسیتی، توجه ویژه‌ای داشته باشد به آثاری که در هیاهوی رسانه‌ای کمتر شناخته و دیده شده‌اند. «ادبیات اقلیت» از تمامی شاعران و نویسندگان و پژوهشگران برای همکاری دعوت می‌کند و مشتاقانه پذیرای آثار آنان است. برای انتشار آثار خود در سایت ادبیات اقلیت صفحۀ ارسال آثار را مطالعه کنید. / ترجمه شعر

چاقوها / شعری از امل الجبوری

چاقوها / شعری از امل الجبوری: رودهایی که هر کرانه‌اش چاقویی است / سرزمینی خاکش چاقو / رخسارهایی طرح‌شان چاقو / مردمانی که ازدحام‌شان چاقوست / شب‌جامه‌ای که در قماش‌اش نیش چاقوست / گلوبندی گوهرهاش چاقو / در آزمایشگاهِ حقیقت زیر میکروسکپ / جدا شدند چاقوها از ماهیت‌شان... ...

ادامه محتوا

صبح / شعری از ولادیمیر مایاکوفسکی

شعر صبح، یکی از دوشعر نخستین مایاکوفسکی شاعر نوگرا و فوتوریست روس که در سن بیست سالگی سروده، با نشان دادن آغازگاه شعری این شاعر نامدار و تأثیر تغییر شرایط اجتماعی میهنش بر زبان شعری او، اهمیت ویژه‌ای دارد. ...

ادامه محتوا

دو پاره شعر از شیرکو بیکس

دو پاره شعر از شیرکو بیکس / ترجمۀ سید هژیر ابراهیمی: آرزوهایم، تا سرو / -دیاکو- / قد بلندند، قد می‌کشند، میوه‌هاشان هیچ است، / دستِ‌کم هر سال / هرس می‌خواهند... ...

ادامه محتوا

سه پاره شعر از شیرکو بیکس

سه شعر از شیرکو بیکس با ترجمۀ سید هژیر ابراهیمی: به روی هیچ‌کس نمی‌خندد / تهران / که یاور مرگ است، تهران / پیراهن عزا به تن شعر پوشاند؛ / و موسیقی را ول کرد / چون بیوه‌ای تنها، /تهران. ...

ادامه محتوا

ملال / شارل بودلر

چنان سرشار از خاطره‌ام من که گویی هزارساله‌ام / کشوهای فراخ آکنده از صورت‌حساب / شعر، نامه‌های عاشقانه، ترانه و دادخواست / و انبوهِ موهای پیچیده در قبض‌های رسید / کمتر از ذهن غمین من رازهای نهان دارند / مغز من هِرمی است، بی‌کرانه / دخمه‌ای است / که از گورستان مردگانش افزون است... ...

ادامه محتوا

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا