شما اینجا هستید:خانه » شعر

سه شعر از لیلا مسکوک

سه شعر از لیلا مسکوک / هر تکه‌ات را کسی برد / سرت به من رسید / سرت زندانی وحشت‌زده‌ای در بند انگشتانم / با بیقراری موقت خود در ستیز / آسمان عصر بود... ...

ادامه محتوا

شعری از زبیده حسینی

شعری از زبیده حسینی: شکل تَرَک خورده‌ای از او را / از این زاویه که ببینی / جسمی لبالب از کبود / تن می‌زند بر سنگ / از این کناره که کم می‌شوم... ...

ادامه محتوا

شعری از شوکا حسینی

شوکا حسینی: قدم می‌زنند خیابان‌های زیادی در سرم / با نیمکت‌های خاکستری / با درختان صنوبر شبیه دلم که کجاست؟ / با بابایِ کوچکی در خاطرم... ...

ادامه محتوا

شعرهایی از مجید روانجو

مجید روانجو: دیروز عصر / یا امروز صبح / عیسای ناصری را دیده‌اند / در خیابان‌های تهران / که با لباس گناهکاران گمنام / گاه سراغ تاج خار را / از من می‌گرفته / و گاه سراغ صلیب فراری را / از تو. ...

ادامه محتوا

سه شعر از شهریار بهروز

کجای قائله‌ای مرد! / نشسته‌ای در اتاق / سوزن می‌زنی به عروسک‌هات! / خط پیشانیِ که را گرفته‌ای به اینجا رسیده‌ای؟ / من مرگ پریچهرها را دیده‌ام... ...

ادامه محتوا

دو شعر از سریا داودی حموله

دو شعر از سریا داودی حموله: از آسمان شما گریخته‌ام / برای دیوارهایی / که از در و پنجره افتادند / بگذار به دیوانگی حروف قناعت کنم / بمیرم میان شبانه‌های کبود / مبادا / تاریک بمیرند / صداها به جاده‌ها! ...

ادامه محتوا

شعری از سهند پاک بین

دلم می‌خواست به صدایت بگویم خانه که صدایت سقف داشت / که صدایت می‌توانست مکث کند در گوشم / مکث کند در گوشتم / دلم می‌خواست به صدایت بگویم خانه، صدایت در داشت، آدم را پشت در نگه می‌داشت. ...

ادامه محتوا

دو شعر از رُزا جمالی

لنگر گرفتم، مثلِ دخترکی کهنه / بوی ماهی می‌دهم؟ / بگو به آن مردی که آن‌طرفِ آب ست / و پاروهایم را دزدیده است: / تو آن ماهی‌گیر را به ساحلِ من فرستادی، چشمۀ من اشک نداشت... ...

ادامه محتوا

چند شعر از مظاهر شهامت

از تو مرا بمیرانیده بودی در افعال تیز / گیسویت خم می‌شد از کنار هر متنی / در پیچیدن به خاک از دهان افتاده در وهم هر ساعت / این مرده اما زنده‌تر از کوزه بود با حلقۀ دسته که نمیرانیده بود دستی را... ...

ادامه محتوا

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا