شما اینجا هستید:خانه » شعر

دو شعر از فرهاد زارع‌کوهی

دو شعر از فرهاد زارع‌کوهی: و کتاب حوادث/ همیشه از نیمه‌ی آن گشوده می‌شود / «شیمبورسکا» / پروانه‌ای که بال‌هایش تقارن ندارد / با هر ادامه از انحنای عمرش / می‌گیرد / گاهی زبانه‌ها هم سگ دارند!... ...

ادامه محتوا

نان سال‌های کودکی / شعری از ایهور پاولیوک

شعری از ایهور پاولیوک: کلوچه‌‌های گیلاس مادربزرگ، خاکِ عطر‌آگینْ از بهار / این‌ها خاطرات گلدوزی‌شده‌ بر قلبی است،­ اندوهگین از غریو درنایی. / می‌نشینم زیر درختان صنوبر، / و شب‌های مقدس دهکده‌ را به یاد می‌آورم که پدربزرگ از آن‌ها برایم حرف می‌زد. ...

ادامه محتوا

دو شعر از فرناز جعفرزادگان

دو شعر از فرناز جعفرزادگان: دستی به امر ایستاده / دستی به اشاره / دست فروش‌ها / دست در دست هم دارند / گناه از دست‌ها بود / که راوی بودند / اما حرف نمی‌زدند / در خالیِ دست‌ها... ...

ادامه محتوا

شعری از سمیه جلالی

شعری از سمیه جلالی: دارالمجانین است این که می‌بینی‌ش / حدود لاطائلات دسته جمعی میمون‌ها / تکثیر صدا در وهم منتشرشدۀ کاسۀ سر / چرخیدن اشکال متقارن / گیج در کلماتی که مدخلش پیدا نیست... ...

ادامه محتوا

چند کار از نانام

چند کار از نانام: ترک کردم خودم را. چمدان به دست کنار جاده ایستاده بودم که ماشینی. رفتیم تا رسیدیم. ایستاده بودم کناری و تماشا می‌کردم خودم را. کتابی می‌خاندم به اسم دام... ...

ادامه محتوا

دو شعر از زهرا حیدری

فرابخوانمت از پنجره داخل شوی / در مقاومت درها / و انقباض ماهیچه‌های مرگ. / چشمی که می‌دوزم به ماه بیگانه است / و محبوبم بیگانگی مضاعفی، کنار دست و دل سردی کلمه‌ها ... ...

ادامه محتوا

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا