شما اینجا هستید:خانه » شعر

چند شعر از نیر فرزین

شعرهایی از نیر فرزین: با اسبی خسته / از حرمسرای شاه گریخته‌ام / به بندی رسیده‌ام / که تو آن جا شکنجه می‌شدی / به بندی که دست‌هایت رابا آن بسته بودند / دنبال تو می‌گردم... ...

ادامه محتوا

شعری از سایه باقری

شعری از سایه باقری: همیشه دیر رسیده‌ام / به صندلی‌های نیمه‌جویدۀ اتوبوس / که این‌بارهالۀ قهوه‌ای پستان زنی / از دهان کودکش بیرون مانده بود... ...

ادامه محتوا

شعری از شهباز پویا

می‌توانست گلولۀ رهاشده را با دهان بگیرد / و با او یک فرصت بسازد / بیا وُ معشوقۀ من شو ای نازنین گلوله / مردنِ دهانِ او چه طعمی دارد... ...

ادامه محتوا

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا