شما اینجا هستید:خانه » داستان

گورستان کتاب‌های نانوشته / داستانی از ندیم گورسل

پیش از آن‌که به پاریس، به خیابان دو فیگیه (خیابان درخت انجیر) منتقل شوم، نوشتن را شیوه‌ای برای زیستن می‌دانستم. و مدتی بر همین عقیده بودم. اما از وقتی که در این خیابان که دو طرفش را خانه‌های قدیمی تزیین کرده است... ...

ادامه محتوا

نقاش، شاعر و خانم / داستانی از روبرت والزر

در یک اتاقک زیرشیوانی خالی، شاعری جوان پشت میزی که به هیچ وجه شایستۀ نام زیبای میز تحریر نبود، نشسته بود. او شعر می‌سرود و خیال می‌بافت. شعر سرودن، خیال‌پردازی و رؤیابافی کسب و کاری است که به نسبت زمان، سود بی‌اندازه ناچیزی از آن حاصل می‌شود و شاعر آن را می‌دانست. ...

ادامه محتوا

قاب / مرتضا کربلایی لو

به آن جعبه‌ای فکر کردم که پرترۀ پیامبران را پیچیده در ابریشم سیاه در خود داشت و هراکلیوس به آن دو مرد مکه‌ای، فرستادگان محمد، نشان داد. گفتم: «یک فیلم ده‌ثانیه‌ای می‌خواهم از محمد.» یک گونه‌اش بالا آمد و اطراف یک چشمش چین افتاد. با لحن شگفت‌زده گفت: «فیلم؟ از همین محمدی که در قهوه‌خانه حرفش را ‌زدیم؟» ...

ادامه محتوا

دو داستانک از مجید روانجو

قاضی به آرامی سر فرو می‌بَرَد در انبوه تکه‌کاغذهای روی میز. زیر چشمی متهم را می‌پاید. لب‌های متهم ناموزون می‌جنبند اما قاضی سخنی از متهم نمی‌شنود. صدای اذان از دور پاشیده می‌شود از در و دیوار مسجد. در و دیوار و سقف سیاه‌پوش است. ...

ادامه محتوا

تمامی حقوق برای پایگاه اینترنتی «ادبیات اقلیت» محفوظ است.

رفتن به بالا